نيست، زيرا معلومات رياضي، نيروي استدلال و اصالت او را نداشت. در سال 1410، رسالهاي در رد خرافات اخترگويي نوشت، ولي در سال 1414، چندين رساله تأليف كرد كه در آنها مطابقت رويدادهاي ديني و تاريخي را با حوادث نجومي شرح داده بود. با توجه به يادداشتهايي كه كريستفكلمب در حاشيهٴ نسخهٴ خودش نوشته (چاپ لوون حدود 1483؛ كلبس، ش 766) و اكنون، در كتابخانهٴ كلمب اشبيليه نگهداري ميشود، او بهشدت تحت تأثير تقارنهاي نجومي مورد اشارهٴ پيِردالي قرار گرفته بود. مثلاً به اظهار پيِر تأكيد ميكند كه سال1489، هم مانند سال 1414، سالي خواهد بود كه در آن مصائب و حوادث عجيب روي خواهد داد. پيداست كه براي پيِر يا كريستف هم مانند اسلافشان ظهور قران (بهويژه قران كواكب علوي، يعني مريخ و زحل و مشتري)، موجب يا دستكم علامت رويدادهاي تاريخي خارقالعاده بود.
از سوي ديگر، مبارزه بر ضد اخترگويي را يكي از شاگردان الي، يعني ژانژارسن با شدت دنبال كرد و رسالهاي بهنام
سه مقاله نوشت و در آن نسبت به خطرهاي اخترگويي به وليعهد هشدار داد. وي خطاهاي اخترگويان را به پيروان ابنرشد نسبت داد، زيرا در آن هنگام، مُد شده بود تا هر كار خلاف شرعي، بهويژه هر گناهي را كه جلوهٴ علمي داشت، به آنان نسبت دهند. اين مطلب كاملاً ناروا بود. درست است كه اخترگويي بابلي، مصري و يوناني بيشتر از مجراي آثار عربي به غرب رسيده بود، ولي آثار اخترگويي عربي كه اخترگويي غرب از آن اقتباس شده، همه مقدم بر ابنرشد است.
حملهٴ اُرام، الي و ژارسن نشان ميدهد كه اخترگويي در آن زمان، رونق داشت. بيشك، ذكر نام اخترگويان زيادي كه اعتبار ناروايشان موجب خشم آنان شده بود، كار دشواري نيست.
معروفترينشان توماسپيزايي بود كه در بخش ايتاليا ذكرش گذشت، ولي بايد خاطرنشان كنيم كه وي در خدمت شارلپنجم و شارل ششم بود. اخترگوي ديگر پِلِريندوپروس بود كه رسالهاي در باب اخترگويي به زبان فرانسه، در سال 1361، براي شارلپنجم نوشت (يعني پيش از برتخت نشستن شارل). از سوي ديگر، ژان فوزوري را كه اسطرلاب ميساخت و براي كليساي جامع بروژ ساعتي نجومي ساخته بود نميتوان دقيقاً اخترگو دانست. وي بيشتر براي ساختن ابزارهاي نجومي در خدمت شاه آراگون و پاپ بود تا براي پيشگوييهاي اخترگويي. او جدولهاي مثلثاتي تنظيم كرد و رسالههايي در كاربرد اسطرلاب و كيهانشناسي نوشت. گيدوكولياك، جراح نامدار، كتابي به نام كلمنس ششم (پاپ 1342ـ1352) نوشت، كه در آن از كاربرد اخترگويي در پزشكي سخن گفت. اوستاشدشان شاعر در جواني به اخترگويي پرداخت و عجيب است كه آن را صنعت طليطله ناميد. ولي با گذشت عمر و آشنايي بيشتر با موضوع، از پيشگويي دست كشيد. با بررسي سندي كه سيموندوفار در اواخر سدهٴ بعدي، نوشته، ميتوان فهرست اخترگويان مقيم فرانسه را باز هم ادامه داد، كتابي كه او در آخرين سال پادشاهي شارلهشتم